تبليغاتX
قصه گوي هستي
و عشق صداي فا صله هاست فا صله هايي كه غرق ابهامند
امشب از باده خرابم كن و بگذار بميرم

غرق در جام شرابم كن و بگذار بميرم

قصه عشق به گوش من ديوانه چه خواني

بس كن افسانه و خوابم كن و بگذار بميرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 14:52  توسط پونه |