![]() |
![]() |
|
| و عشق صداي فا صله هاست فا صله هايي كه غرق ابهامند |
|
همه گلبرگهای کاج را در هوای تو می ریزم و صلیب دردهایم را به دوش میکشم. برای خاطر این دل که سرخ است! تا خون گذشته ام سنگفرش جاده ای را که تو از ان خواهی گذشت بشوید و انسان یادبودهایم بمیرد اگر پیام سرزمین انتظار نگاهت را از پیچ واپیچ طول راههای خود بگذارند تو درکنار من خواهی بود و من اینک طاق نصرتهای کهکشانهای ارزویم را بر سر راهت بسته ام تا سو به سو بیابانهای سرگشتگی در روبرویت نماند و تا یادم را ترنم اسرار گامهایت پر کند... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 17:44 توسط پونه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
بر فراز تپه ها سخن ميگويم
زيرا كه تو ترانه هاي تاريكي من را نمي شنوي و سايش بالهاي مرا بر ستارگان نمي بيني و من گويي نمي خواهم تو ببيني و يا بشنوي مي خواهم با شب تنها باشم. |
| پیوندها |
|
بهانه من باران یخ هوای خنک استغنا رهگذر باد هبوط راز گل سرخ سوخته دل |
|
RSS
|