تبليغاتX
قصه گوي هستي - لحظه دیدار
و عشق صداي فا صله هاست فا صله هايي كه غرق ابهامند
لحظه دیدار نزدیک است

باز من دیوانه ام مستم

باز می لرزد دلم دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم

های نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ

های نپریشی صفای زلفکم را دست

و ابرویم را نریزی دل

ای نخورده مست

لحظه دیدار نزدیک است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 18:6  توسط پونه |